سیستم نگهداری و تعمیرات بهبود

02188272631   09381006098  
تعداد بازدید : 57
9/17/2023
hc8meifmdc|2011A6132836|PM_Website|tblnews|Text_News|0xfdff6d4f050000006c20000001000200

ملاحظاتی در طراحی سیاستهای تشویق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر

آلفرد سرکیسیان

وزارت صنایع و معادن، مرکز صنایع نوین

خلاصه:

سرمایهگذاری مخاطرهپذیر به دلیل نقش کلیدی آن در تأمین مالی و ارائه کمک مدیریتی به شرکتهای تازه تأسیس تکنولوژی محور، مورد توجه سیاستگذاران بسیاری از کشورها بوده است. پیچیدگی فعالیت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر و ویژگیهای منحصر به فرد آن میتواند باعث ناکامی سیاستهای تشویق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر شود. در این مقاله کوشش میشود با بررسی عوامل موثر بر عرضه و تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر، تجربه برخی کشورها و ویژگیهای خاص صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، ملاحظاتی برای طراحی سیاستهای تشویق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر ارائه شود.

کلید واژه ها: سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، سیاستهای تشویق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر، عرضه سرمایه مخاطرهپذیر

1 .مقدمه:

شرکتهای تازه تأسیس کارکردهای مهمی در اقتصاد دارند، تخصیص مجدد منابع از بخشهای قدیمی اقتصاد به ، از جمله این کارکردهای 4 بخشهای جدید، تسریع ورود تکنولوژیهای جدید به بازار و کارکرد انگیزشی آنها میباشند (2002| Toyoda&Rowen from Adapted .(نحوة عمل و مکانیزم سرمایهگذاری مخاطرهپذیر را حل کند. مطالعات به اهمیت سرمایه 5 میتواند برخی از مشکلات تأمین مالی شرکتهای تازهتأسیس هایتک مخاطرهپذیر در افزایش نوآوری تکنولوژیکی نه تنها در شرکت دریافت کننده تأمین مالی بلکه در کل بخش مورد نظر اشاره دارند. همچنین تحقیقات دیگر بر تأثیر مثبت سرمایه مخاطرهپذیر بر موفقیت شرکت دریافت کننده .(Adapted from Avnimelech&Teubal| 2002) داشتهاند تأکید، س

در هر کشوری، دولت نقشی در توسعه صنعت سرمایه مخاطرهپذیر داشته است. با توجه به ریسک بالای سرمایهگذاریها، سرمایه مخاطرهپذیر نهادی بسیار حساس میباشد و دولت باید دقت کند سیاستهایش تأثیر نامطلوب بر سرمایهگذاران مخاطرهپذیر نداشته باشد. به عبارتی دیگر، اقدامات حساب نشده دولت میتواند ریسک مضاعف در سرمایهگذاریها وارد کند در حالی که سیاستهای مناسب دولت برای تشویق مشارکت بخش خصوصی، در صورت وجود شرایط مناسب، میتواند به ایجاد یک صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر مستقل و .(Kenney et al.| 2002) منجرشود خوداتک

در این مقاله کوشش میشود با بررسی خصوصیات صنعت سرمایه مخاطرهپذیر، عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر و تجربه برخی کشورهای منتخب، ملاحظاتی برای طراحی اثر بخش سیاستهای تشویق فعالیت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر ارائه شود.

2 .نیروهای تأثیرگذار بر فعالیت سرمایه مخاطرهپذیر:

یک عامل مهم در شکست بسیاری از سیاستهای تحریک سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، اتخاذ رویکرد سادهانگارانه سیاستگذاران به صنعت VC بوده است. سیاستگذاران اغلب به VC تنها به صورت یک مجموعه از وجوه مالی نظاره کردهاند و از این واقعیت که سرمایهگذاری مخاطرهپذیر را میتوان به صورت یک "صنعت" نظاره کرد غافل بودهاند (2003| Teubal&Avnimelech from Adapted .(در تعیین نیروهای پیشران صنعت سرمایه مخاطرهپذیر، به نظر میرسد نظاره کردن به صنعت VC از طرف عرضه و از طرف تقاضا معقول باشد Adapted( .from Schertler| 2003)

2-1 -تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر:

سطح تقاضا برای سرمایه مخاطرهپذیر به سه گروه از عوامل وابسته به یکدیگر، بستگی دارد (2003| Schertler:

:کارآفرینی مشوقهای- 1-1-2

تقاضا برای سرمایه ریسکپذیر با مشوقهای کارآفرینی افزایش پیدا میکند. مشوقهای فردی برای کارآفرینی شامل همه عواملی میباشند که بر تصمیم فرد- شاغل یا بیکار- برای تأسیس شرکت هایتک خود تأثیر میگذارد .(Schertler|2003)

سیاستهای تشویق کارآفرینی دارای هدف تشویق کارآفرینی و افزایش نرخ ایجاد شرکتهای تازه تأسیس میباشند. این سیاستها دارای چهار حوره خاص میباشند که به طور عادی در سیاستهای معطوف به شرکتهای کوچک و متوسط وجود ندارد:

الف- ادغام آموزش کارآفرینی در سیستم آموزشی

ب- کاهش موانع ورود و خروج شرکتها (مانند تجدید نظر فرآیند ثبت شرکت و قوانین ورشکستگی)

ج- تشویق فرهنگ کارآفرینی و

د- استراتژیهای خاص برای حمایت از کارآفرینان در مراحل اولیه و تأسیس شرکت .(Lundstr?n&Stevenson| 2002)

هنگامی که دولتها سیاست کار آفرینی را در دستور کار خود قرار میدهند، بر موانع قانونی ایجاد شرکتهای جدید بیشتر توجه میکنند(2002| Stevenson&Lundstr?n .(برخی موارد در این راستا عبارتند از سیستم 1 مالیاتی و قوانین و مقررات بازار کار. هر چه نرخ مالیات عایدی سرمایه بالاتر باشد، فعالیت کارآفرینی کمتر و بنابراین تقاضا برای سرمایه ریسکپذیر کمتر خواهد بود. همچنین قوانین و مقررات بازار کار میتوانند تأثیری پیچیده بر تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر داشته باشند. مثلاً در بازار نیروی کار غیر منعطف نسبت به بازارهای کار 2 انعطافپذیر، به دلیل عواملی مانند حمایت در برابر اخراج و سختی ادغام فرد در بازار کار در صورت شکست، مشوق کمتری برای شروع شرکتهای هایتک وجود دارد (2003| Schertler

البته باید دقت نمود که کارآفرینان باید دارای ایده های تجاری باشند که میتوانند منجر به ایجاد شرکتهای دارای رشد سریع شوند. بنابراین هر نوع کارآفرینی برای شکلگیری سرمایه مخاطرهپذیر مفید واقع نخواهد شد .(Kenney et al.| 2002)

2-1-2 -پتانسیل نوآوری اقتصاد:

تنها اگر یک اقتصاد دارای سرمایه انسانی کافی باشد، که لازمة تولید ایده های نوآورانه است، میتوان انتظار توسعه یک بازار سرمایه مخاطرهپذیر دارای نقدینگی را داشت. البته سبک سیستم نوآوری نیز در این بین میتواند مهم باشد. مثلاً میتوان انتظار داشت هر چه سیستم دانشگاهی، فردگرایی و خلاقیت بیشتری را تشویق کند، افراد بیشتری با ایده های هایتک وجود خواهد داشت (2003| Schertler .(

2-1-3 -محیط نهادی که نحوة تامین مالی ایده های نوآورانه را تعیین میکند:

یک مثال در این مورد این است که هر چه فعالیتهای تحقیق و توسعه درون سازمانی بیشتر باشد، احتمال توسعه بازار سرمایه مخاطرهپذیر کمتر خواهد بود. البته در بازارهای مالی کمتر توسعه یافته، فعالیتهای تحقیق وتوسعه بیشتر درون سازمانی انجام میشوند. مورد دیگر میتواند حقوق سهام داران باشد. هر چه حمایت از سهام داران بیشتر باشد، سهام داران تمایل بیشتری به سرمایهگذاری خواهند داشت. اما، حمایت بیشتر از سهام داران میتواند باعث شود کارآفرینان به تأمین مالی از داخل سازمان روی آورند (2003| Schertler.(

2-2 -عرضه سرمایه مخاطرهپذیر:

سه عامل مؤثر بر عرضه سرمایه ریسکپذیر میتوان تعیین کرد(2003| Schertler :(

2-2-1 -عوامل مؤثر بر عرضه حمایت مدیریتی سرمایهگذاران مخاطرهپذیر:

سرمایهگذاران مخاطرهپذیر خواستار حضور در هیئت مدیره شرکت دریافت کننده سرمایه میباشند و از طریق نظارت و ارائه مشاوره برای شرکت ایجاد ارزش میکنند (2002.| al et Kenney.

عرضه مشارکت فعال توسط سرمایهگذاران مخاطرهپذیر تنها زمانی میتواند محقق شود که مقررات و حقوق 1 قرارداد ، سرمایهگذاران مخاطرهپذیر را از داشتن حق کنترل انحصاری، مانند حق عضویت و رأی در هیئت مدیره، منع نکرده باشد. بعلاوه، باید افراد دارای مهارت و تجربه لازم برای کار به عنوان سرمایهگذار مخاطرهپذیر وجود داشته باشند (2003| Schertler.

2-2-2 -عواملی که بر عرضه سرمایه توسط تأمین کنندگان سرمایه تأثیر میگذارند:

سرمایهگذاران مخاطرهپذیر واسطه های مالی میباشند که وجود مالی را از سرمایهگذاران جذب کرده و در شرکتهای پورتفولیو سرمایهگذاری میکنند (2003| Cumming&Armour .(عرضه سرمایه توسط تأمین کنندگان سرمایه بستگی دارد به رابطه ریسک - بازده سرمایهگذاری مخاطرهپذیر در مقایسه با سرمایهگذاریهای جایگزین (2003| Schertler .(بنابراین انتظار میرود وجود فرصتهای سرمایهگذاری دارای ریسک کمتر و بازده مناسب، سرمایهگذاران را از تامین مالی سرمایهگذاری مخاطرهپذیر باز دارد. بعلاوه، انتظار میرود قوانین و مقرراتی که نوع سرمایهگذاریهای سرمایهگذارانی مانند صندوقهای بازنشستگی را محدود میکنند عرضه سرمایه را محدود .(Armour&Cumming| 2003) کند

2-2-3 -عوامل مؤثر بر رابطه بین سرمایهگذاران مخاطرهپذیر و تأمین کنندگان سرمایه:

هنگامی که سرمایهگذاران مخاطرهپذیر مستقل میباشند (مثلاً شعبه یک شرکت یا نهاد مالی نمیباشند)، به دلیل به وجود 5 و مخاطرات اخلاقی 4 اطلاعات کم در ابتدا در مورد تجربه آنها، ممکن است مشکلات انتخاب نامطلوب .(Schertler| 2003) آید

شکل [سازمانی] شراکت محدود درتمامی کشورهای دارای صنعت VC موفق، بجز تایوان، غالب میباشد 6 شکل [سازمانی] شراکت محدود ، شراکت محدود شکل سازمانی مناسب برای VC میباشد 7) 2002.| al et Kenney .(طبق تئوری عاملیت .(Adapted from Avnimelech&Teubal| 2003)

در شراکتهای محدود دو نوع شریک وجود دارد. شرکای عمومی به سازماندهی، سرمایهگذاری و مدیریت  سرمایه میپردازند و شرکای محدود سرمایه را تامین میکنند. شراکت محدود دارای مزیتهای عمر محدود، مسئولیت محدود برای سرمایهگذاران و مزیت مالیاتی میباشد (2001| Megginson .(

سرمایهگذاران مخاطرهپذیر، سرمایهگذاران دائمی نمیباشند بلکه در پی نقد کردن سرمایهگذاری خود برای تکمیل سیکل سرمایهگذاری میباشند (2002.| al et Kenney .(بنابراین عمر محدود شکل حقوقی شراکت محدود یک مزیت است. در این شراکتها، شرکای محدود دارای مسئولیت محدود و شرکای عمومی دارای مسئولیت نامحدود میباشند. بنابراین مسئولیت نامحدود شرکای عمومی که مسئولیت ادارة وجوه را بر عهده دارند از لحاظ تأمین کنندگان سرمایه میتواند مناسب باشد زیرا به دلیل مسئولیت نامحدود خود، شرکای عمومی کوشش میکنند مدیریت وجوه را به بهترین نحو ممکن انجام دهند. بالاخره، این شراکتها مالیات بر درآمد پرداخت نمیکنند بلکه سود یا زیان به شرکا برگشته و مالیات طبق اظهار نامه مالیاتی آنها محاسبه میشود.

نقش عرضه اولیه سهام  IPO در اینجا میتواند این باشد که سرمایهگذاران مخاطرهپذیر با انجام IPO موفق میتوانند تجربه خود را به بازار نشان دهند و با کسب شهرت تامین سرمایه را با شرایط بهتر انجام دهند .(Schertler| 2003)

پس از بررسی برخی از عوامل مهم تأثیر گذار بر عرضه و تقاضای سرمایه مخاطرهپذیر، در بخش بعدی به طور مختصر به برخی جنبه های مهم پیدایش صنعت VC در برخی کشورهای منتخب اشاره میشود. مطالعه برخی از جنبه های تجربه های کشورها میتواند درسهایی برای سیاستگذاران در بر داشته باشد.

3 .مروری بر تجربه برخی کشورها:

در این بخش به طور مختصر به نحوه پیدایش صنعت سرمایه مخاطرهپذیر در سه کشور ایالات متحده، اسرائیل و تایوان اشاره میشود. تجربه ایالات متحده به عنوان کشور ابداع کننده VC و پیشرو قابل ملاحظه است. بررسی تجربه اسرائیل از این جهت میتواند مفید باشد که صنعت VC اسرائیل میتواند به عنوان یک مورد موفق دنباله روی از مدل ایالات متحده مطرح شود. بالاخره، تجربه تایوان به دلیل اینکه صنعت سرمایه مخاطرهپذیر این کشور را میتوان یکی از پویاترین در آسیا دانست، میتواند مفید واقع شود.

3-1 -تکامل سرمایه مخاطرهپذیر در ایالات متحده:

در ایالات متحده نقشی که دولت در توسعه صنعت سرمایه مخاطرهپذیر داشته است بیشتر غیر مستقیم بوده است. اعمال سیاستهای پولی و مالی مناسب - متضمن تورم نسبتاً پایین و محیط مالی و پولی پایدار - کاهش نرخ مالیات عایدی سرمایه، اجازه به صندوقهای بازنشستگی به سرمایهگذاری به مقدار معقول در صندوقهای VC، نظارت بر بازار سهام NASDAQ برای شفافیت و جلوگیری از کلاهبرداری و سرمایهگذاری در تحقیقات دانشگاهی، از این جمله میباشد (2002.| al et Kenney.(

در سال 1954 ،SBA به وجود آمد تا توانایی دولت در تشویق ایجاد و موفقیت کسب وکارهای کوچک را بهبود ، [شاید] مهمترین مداخلة مستقیم  ببخشد (2002| Teubal&Avnimelech (و در سال 1958 مصوبه SBIC . شد تصویب، دولت (Kenney et al.| 2002)

SBICها صندوقهای VC دارای مالکیت و مدیریت خصوصی میباشند که از سرمایه خود بعلاوه وجوه استقراضی توسط تضمین SBA برای سرمایهگذاری (به شکل سهام و قرض) در شرکتهای کوچک واجد شرایط استفاده میکنند. برنامه طوری سازمان دهی شده است که دولت مستقیماً سرمایهگذاری نکند یا صنایع خاصی را مورد هدف قرار ندهد. اساساً یک "صندوق مادر" 3 میباشد که مدیریت پورتفولیو و تصمیمات سرمایهگذاری به مدیران واجد شرایط بخش خصوصی سپرده شده است. دولت به عنوان یک شریک محدود عمل کرده و در پی کسب بازده از سرمایهگذاری خود میباشد (2002| SBA

طی ده ه 1950 و 1960 SBICها در صنعت VC غالب بودند. در سال 1974 مصوبه ERISA که مدیران 4 طی ده ه 1950 و 1960 SBICها در صنعت VC غالب بودند. در سال 1974 مصوبه ERISA صندوقهای بازنشستگی را مسئول ضررهای احتمالی سرمایهگذاری در کارهای پر ریسک میکرد، به تصویب رسید.

این امر و همچنین رکود بازار سهام باعث کاهش شدید تأمین سرمایه و سرمایهگذاری مخاطره پذیر شد لابی کردن فعال انجمن ملی سرمایه مخاطره پذیر  NVCA باعث تفسیر 5) 2002| Teubal&Avnimelech .(لابی کردن فعال انجمن ملی سرمایه مخاطره پذیر جدیدی از قوانین صندوقهای بازنشستگی شده و در نهایت به صندوقهای بازنشستگی (سال 1978 (اجازه داده شد در VC سرمایهگذاری کنند  .(Avnimelech&Teubal| 2002; Kenney et al.| 2002)

برخی از دلایل فرایند پیدایش VC را میتوان بدین ترتیب نام برد (2002| Teubal&Avnimelech:

1 .کاهش سودهی صنایع سنتی در مقایسه با بازده بالای بخشهای تکنولوژیکی جدید مانند نیمه هادیها

2 .فعالیت بالای بازار سهام در ده ههای 1970 و 1980

3 .تغییرات در سیاستهای عمومی (کاهش نرخ مالیات عایدی سرمایه از 5/49 درصد در سال 1977 به 20 درصد در 1981 ،اجازه دادن به صندوقهای بازنشستگی برای سرمایهگذاری در VC که طبق برخی مطالعات در تجدید حیات صنعت VC مهمتر بود و تنظیم قوانین / محیط بسته به نیازهای صنعت VC(

4 .مصوبه  SBID سال 1982 که کاستی سیستمی دربارة سرمایه اولیه را حل کرد. مصوبهای که برنامه SBIR را به جریان انداخت و تاییدهای مجدد آن در سالهای بعد، آژانسهای فدرالی را که بودجه D&R] برون سازمانی] بیش از 100 میلیون دلار داشتند را موظف میکرد درصدی (5/2 درصد) از وجوه خود را برای برنامه SBIR کنار بگذارند. طبق این برنامه ده آژانس و دپارتمان دولتی مشمول مصوبه هر سال موضوعات D&R مورد نیاز خود را اعلام میکنند و پروپوزال دریافت میکنند. شرکتهای کوچکی که موفق به دریافت گرنت میشوند یک برنامه سه مرحلهای را آغاز میکنند :(Adapted from Lerner| 1999a)

- مرحله 1 ،تا سقف 000|100 دلار حدود 6 ماه برای بررسی ارزش فنی و امکان سنجی یک ایده یا تکنولوژی

- مرحله 2 ،تا 000|750 دلار برای دو سال ارائه میشود. کار D&R اجرا میشود و پتانسیل تجاری ارزیابی میشود. تنها پذیرفته شدگان مرحله 1 ،برای مرحله 2 بررسی میشوند.

- مرحله 3 ،انتقال نوآوریهای مرحله 2 از آزمایشگاه به بازار. وجوه SBIR این مرحله را پوشش نمیدهند. شرکت کوچک باید از بخش خصوصی یا کمکهای مالی فدرال غیر SBIR اقدام به تأمین مالی بکند.

با توجه به شرایط زمینهای مساعد و ظهور همزمان دامنه گستردهای از فرصتهای تکنولوژیکی و تجاری جدید طی ده ه 60 و 70 ،پیدایش VC تا حد زیادی فرایندی درونزا بود. صنعت VC ،صنعتی پایدار میباشد اما دولت از طریق تنظیمات مداوم برای تغییر محیط، کمک میکند شکستهای بازار و رکودهای کوتاه مدت حل شوند.(Avnimelech&Teubal| 2002)

3-2 -شکلگیری صنعت سرمایه مخاطرهپذیر اسرائیل:

اسرائیل موفقترین مورد پیادهکردن فعالیت VC به سبک دره سیلیکون میباشد که در آن دولت نقشی مهم در رشد صنعت VC داشت

طبق یک گزارش رسمی در اواخر ده ه 1980 ،60 درصد پروژه های تأیید شده توسط OCS که از لحاظ 1 طبق یک گزارش رسمی در اواخر ده ه 1980 ،60 درصد پروژه های تأیید شده توسط تکنولوژیکی موفق بودند در جذب سرمایه برای بازاریابی با شکست مواجه شده و مجبور به توقف کسب وکار خود شدند. مسئولین دریافتند که علیرغم حمایت گسترده دولت از D&R ،منابع مالی ناکافی برای تأمین مالی متعاقب D&R و قابلیتهای ضعیف مدیریتی مانع ایجاد و توسعه شرکتهای تازه تأسیس میشد

برنامه Inbal اولین کوشش برای اجرای یک سیاست هدفمند برای صنعت VC بود که در سال 1992 شروع شد اما با اقبال چندانی مواجه نشد. برنامه دیگر، برنامه Yozma بود که در سال 1993 برمبنای اجرای ویژگیهای اثبات شده صنعت VC ایالات متحده با تنظیمات لازم برای اسرائیل، اجرا شد. این برنامه بر مبنای 100 میلیون دلار وجه VC دولتی برای ایجاد آستانه بحرانی قرار داشت. (برای سرمایهگذاری در 10 صندوق VC خصوصی (سهم دولت 40 درصد تا سقف 8 میلیون دلار) و تخصیص 20 میلیون دلار برای سرمایهگذاری مستقیم در شرکتهای هایتک توسط صندوق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر دولتی Yozma )

برخی از دلایل موفقیت برنامه Yozma و ناکامی برنامه Inbal عبارتند از

- Yozma توسط OCS اجرا شد که در تشویق هایتک تجربه داشت در صورتی که Inbal توسط خزانهداری اجرا شد.

- اتخاذ شکل سازمانی مشارکت محدود در Yozma

- دورة محدود برنامه، شفافیت در ورود و خروج به برنامه Yozma ،عدم دخالت دولت در مدیریت روزمره صندوق و ارائه مشوقهای بالا دست، باعث شد تیمهای VC حرفهای جذب برنامه Yozma شوند.

- الزام مشارکت با یک نهاد مالی خارجی دارای حسن شهرت در برنامه Yozma ،مشوقی برای یادگیری جمعی بود.

اتخاذ یک فرایند سیاستگذاری تعاملی با مشارکت خزانهداری، بخش خصوصی و سرمایهگذاری خارجی در برنامه Yozma

برنامه Yozma در زمانی مناسب اجرا شد و نتیجه فرایندی تکاملی و شانس بود  (2002 .علاوه بر وجود شرایط زمینهای مساعد، سه عامل مهم دیگر در توضیح تأثیر قابل ملاحظه Yozma عبارتند از

الف- وجود احتمالی "تقاضای برآورده نشده" برای خدمات VC در نتیجه وجود مجموعهای از شرکتهای تازه تأسیس که در بین آنها شرکتهای با کیفیت بالا وجود داشتند.

ب- هم پوشانی بین یادگیری و فرآیندهای تجمعی داخل کشور و بهبود NASDAQ) شایان ذکر است 1 شاخص ب- هم پوشانی بین یادگیری و فرآیندهای تجمعی طی 88-1984 شرکتهای تکنولوژی محور اسرائیلی 300 میلیون دلار از NASDAQ سرمایه کسب کردند در حالی که کل شرکتهای اسرائیلی 500 میلیون دلار از بازار سهام Aviv Tel سرمایه به دست آوردند).

ج- طراحی موفق برنامه Yozma

3-3 -سرمایه مخاطره پذیر در تایوان:

تایوان پویاترین صنعت سرمایه مخاطرهپذیر تکنولوژی محور را در آسیا دارا میباشد. خارج از ایالات متحده تنها صنعت سرمایه مخاطرهپذیر موفقتر، صنعت VC اسرائیل میباشد. از لحاظ سرمایه، کوچکتر از ژاپن، هنگکنگ و حتی سنگاپور میباشد اما از لحاظ تعداد up-Start و موفقیت سرمایهگذاران مخاطرهپذیر، تایوان فعالترین مکان در آسیا میباشد

دلایل این امر چند وجهی و به کارآفرینی، ارتباط با ایالات متحده (خصوصاً دره سیلیکون)، تمرکز زود هنگام بر صنعت الکترونیک به عنوان یک صنعت کلیدی، دولت حمایت کننده و تأکید ملی برآموزش، ارتباط پیدا میکند.

صنعت VC تایوان با توسعه صنعت الکترونیک در هم آمیخته است. دورة ده ه 1960 تا اوایل ده ه 1980 را میتوان دوره یادگیری تولید قطعه و اجزا برای محصولات الکترونیک نامید. با ورود کامپیوترهای شخصی به بازار اکوسیستمی از شرکتهای تخصصی با جهتگیری تولید اجزاء الکترونیک، مونتاژها و حتی کل کامپیوتر تکامل یافت. آخرین تکنولوژی که تایوان در آن تخصص پیدا کرد، تولید نیمه رساناها بود. در اینجا سیاست دولت ایجاد تخصص و انتقال آن به بخش خصوصی بود. پس از کوشش برای ایجاد شرکتهای یکپارچه برای پوشش طیف طراحی تا تولید، شرکتهای تایوانی عقبنشینی کرده و بر تولید برای شرکتهای طراحی چیپ Fabless  متمرکز شدند

در سال 1983 قانونی تصویب شد که تا 20 درصد کاهش مالیاتی برای افراد تایوانی که سرمایهگذاری مخاطرهپذیر خود را حداقل برای دو سال حفظ کنند، ارائه میکرد. با تجدید نظر سال 1991 سرمایهگذاران حقوقی (شرکتی) نیز میتوانستند از این کاهش مالیاتی 20 درصدی استفاده کنند. مشوق دیگر این بود که 80 درصد درآمد سرمایهگذاری دارای معافیت در سال مالی جاری بود و در صورت سرمایهگذاری مجدد عایدی، درآمد سرمایه ریسکپذیر می- توانست از اظهار نامه مالیاتی کسر شود. همچنین، دولت وجوهی را در شرکتهای VC سرمایهگذاری میکرد در صورتی که سرمایهگذاران خصوصی هم سرمایهگذاری متقابل انجام میدادند و محدودیتهایی مانند صنایعی که سرمایهگذاری در آنها پذیرفته شده بود، را قبول میکردند

ساختار سازمانی VC در تایوان با ایالات متحده تفاوت بسیار دارد. هویت سرمایهگذار یک شرکت صوری می اشد که سرمایهگذاریهای آنها توسط شرکت VC مدیریت میشود که عملیات آن مانند یک شرکت مشاوره می باشد. شرکت صوری دارای تاریخ تسویه مشخص نمیباشد. هیچ کارکنانی ندارد اما دارای یک هیئت مدیره نمایانگر سهام داران و یک رئیس هیئت مدیره میباشد. هیئت مدیره اختیار نهایی تأیید تمام سرمایهگذاریها را دارد. بسیاری از سرمایهگذاران مخاطرهپذیر تایوانی معتقدند ساختار شراکت [محدود] ایالات متحده نسبت به سیستم تایوانی برتری دارد اما تمهیدات قانونی برای این ساختار وجود ندارد برخی از معایب سیستم عبارتند از (2002.| al et Kenney:

- لزوم مشورت و موافقت هیئت مدیره با سرمایهگذاریها مستلزم استفاده از وقت پرسنل است.

عمر دائمی صندوق بدین معنی میباشد که شرکتهای موفق دارای تعداد زیادی صندوق تحت مدیریت میباشند.

همچنین عمر دائمی صندوقها میتواند باعث شود کارآفرینان کوشش کنند صندوق سرمایهگذاری خود را تسویه نکند.

افراد حرفهای شرکت VC نمیتوانند شرکت را کنترل کنند و اگر آنها مؤسیسن شرکت نباشند جبران خدمت به صورت حقوق و پاداش مرتبط با عملکرد اجازه نمیدهد سهم قابل ملاحظهای از بازده را به دست آورند. بنابراین نقل و انتقالات بالا میباشد.

4 .ویژگیهای صنعت VC و ملاحظاتی در طراحی سیاستهای مشوق VC

در این بخش به طور خلاصه به برخی ویژگیهای صنعت VC و تأثیر آنها بر طراحی سیاستهای مشوق فعالیت VC اشاره میشود.

شاید کارآفرینی تکنولوژیکی و وجود فرصتهای سرمایهگذاری دارای بازده بالا از مهمترین عوامل پاگرفتن یک صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر باشد. کشورهای بررسی شده در این مقاله دارای فرصتهای سرمایهگذاری خوب در برخی صنایع بودند. خصوصاً در کشورهایی که دارای شرکتهای تازه تأسیس دارای رشد سریع نمیباشند، شاید در مراحل اولیه تشویق VC مناسب باشد سبد سیاستی بیشتر دارای سیاستها مشوق کارآفرینی تکنولوژیکی باشد. سیاستهای هدفمند ایجاد صنعت VC میتواند به دلیل کمبود قابلیتهای نوآوری در بخش کسب و کار و تعداد کم شرکتهای تازه تأسیس با شکست مواجه شوند

نقش بازارهای سهام به عنوان یک استراتژی خروج برای سرمایهگذاران مخاطرهپذیر، شاید این تصور را ایجاد کند که برای توسعه صنعت VC باید بازارهای سهام ملی را توسعه داد. مثلاً بازار سهام برای شرکتهای تکنولوژی محور ایجاد کرد from Adapted( (2003|Cumming&Armour .هر چند IPO یک استراتژی خروج مهم و با وجه ه برای سرمایهگذاران VC میباشد، باید دقت نمود بازار سهامی که نقدینگی، شفافیت و نظارت نداشته باشد نمیتواند مقصود خود را برآورده کند و میتواند باعث زدوبند و کلاهبرداری میشود. بعلاوه، شرکتهای با کیفیت ممکن است بتوانند در بازار سهام خارجی IPO شوند (مانند شرکتهای اسرائیلی در NASDAQ و شرکتهای تایوانی در هنگکنگ یا سنگاپور)

تشویق همکاری با سرمایهگذاران VC خارجی دارای حسن شهرت میتواند از چندین بعد مهم باشد. این همکاریها میتواند نقش مهمی در یادگیری داشته باشد. نبود سرمایهگذاران مخاطرهپذیر با تجربه، حتی نبود تجربه در صنایع هایتک میتواند مانع بزرگی در پیدایش و رشد صنعت VC باشد. نقش دیگر این همکاریها میتواند پخش ریسک از طریق سرمایهگذاری در شرکتهای تازه تأسیس دارای رشد سریع در مکانهای دیگر، باشد |.al et Kenney from Adapted( .2002)

سرمایهگذاران مخاطرهپذیر واسطه های مالی هستند بنابراین باید مشکلات "عاملیت" (مانند انتخاب نامطولب و مخاطرات اخلاقی) و همچنین نحوة جبران خدمات سرمایهگذاران مخاطرهپذیر به گونهای مناسب مورد خطاب قرار گیرند. شکل سازمانی مشارکت محدود یک مدل مناسب (خصوصاً طبق تجربه ایالات متحده) بوده است

وجود سیاستها و برنامه های حمایت از تحقیق و توسعه و شرکتهای تازه تأسیس میتواند زمینهای مساعد برای پیدایش صنعت VC ایجاد کند. برنامه های دولت در این راستا را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: کوششهایی که به طور مستقیم شرکتهای کارآفرین را تأمین مالی میکند [مانند SBIR [و آنهایی که توسعه سرمایهگذاران بیرونی را تشویق میکنند [مانند برنامه SBIC [ (1999a| Lerner .(طبق مطالعه (1999b(Lerner شرکتهایی که از برنامه SBIR کمک مالی دریافت نموده بودند دارای رشد فروش و اشتغال بالاتری بودند. این رشد محدود به مناطقی بود که فعالیت VC بالایی در آن وجود داشت همچنین این الگو در صنایع هایتک مشخصتر بود. بعلاوه با افزایش میزان سوبسیددهی [منظور کمک مالی]، بهبود عملکرد بیشتری مشاهده نشد. این یافته به این امر اشاره دارد که دریافت کمک از برنامه SBIR شاید به نوعی نقش تایید کیفیت شرکت تلقی میشد. زیرا پس از دریافت کمک، شرکتها شانس بیشتری در دریافت VC داشتند. یک تفسیر این نتایج میتواند این باشد که نهادهای مجری برنامه میبایستی قابلیت و مشروعیت اجرای برنامه را میداشتند تا بتوانند شرکتهای دارای پتانسیل بالا را انتخاب کنند و انتخاب آنها مورد قبول سرمایهگذاران مخاطرهپذیر قرار میگرفت.

- سیاستهایی که به طور آشکار بخش خصوصی را به سرمایهگذاری و مدیریت شرکتهای VC تشویق نمیکنند با احتمال زیاد با شکست مواجه میشوند (2002.| al et Kenney .(برنامه- هایی که موفقیتهایی کسب کردند (مانند SBIC و Yozma (دارای چنین خصوصیاتی بودند.

سیکل سرمایه مخاطره پذیر را میتوان بدین گونه تصور کرد (2003| Etzkowitz:

سکون: عدم تمایل سرمایهگذاران به تعهد سرمایه

کمبود: صنعت VC در حال شکلگیری، کمبود وجوه برای سرمایهگذاری متعاقب

تعادل: صنعت VC توسعه یافته و دارای منابع مالی کافی

مازاد: افزایش وجوه و حرکت به سوی تأمین مالی مراحل بعدی توسعه شرکت

شکاف: کمبود وجوه برای سرمایهگذاری در مراحل اولیه

زیاد شدن منابع مالی صندوقها، سرمایهگذاریها را به مراحل بعدی توسعه شرکت میکشاند و اگر وجوه مالی خیلی کم باشند توانایی سرمایهگذاریهای متعاقب [در شرکتهایی که سرمایهگذاری اولیه دریافت کردهاند و دارای پتانسیل رشد میباشند] را نخواهند داشت. این مشکل میتواند از طریق فعالیتهای VC خصوصی، دولتی، دانشگاهی و دولتی- خصوصی که در تمامی مراحل سیکل صنعت VC و مراحل شکلگیری شرکت فعالیت میکنند، حل شود

توجه به سیکل سرمایه مخاطرهپذیر و توجه به کمبودهای موجود میتواند راهنمایی برای سیاستگذاران برای اتخاذ اقدامات مناسب باشد.

یادگیری از مکانیزهای صنعت VC خصوصی، تنظیم سیاستها با کاستیهای موجود در بازار VC) مانند تکنولوژیهایی که حمایت نمیشوند و کمبود در سرمایهگذاری متعاقب)، حفظ انعطاف پذیری برای برخورد با منابع عدم اطمینان (مانند تکنولوژی و بازار محصول)، و شناسایی عوامل مناسب برای ارزیابی عملکرد شرکتهای دریافت کننده تامین مالی (مانند تجربه تیم مدیریت، وجود استراتژی بازار روشن و تمایل شدید به جذب تامین مالی خصوصی)، مواردی است که سیاستگذاران در طراحی برنامه های حمایت از شرکتهای تازه تاسیس و سرمایهگذاری مخاطرهپذیر دولتی، میتوانند مد نظر داشته باشند

5 .نتیجه گیری:

در این مقاله کوشش شد به سرمایه مخاطرهپذیر به شکل یک صنعت نظاره شود و طرف عرضه و تقاضای آن، ویژگیهای خاص آن و پیدایش آن در برخی از کشورها به طور مختصر بررسی شدند. تجربه کشورهای موفق در ایجاد صنعت سرمایهگذاری مخاطرهپذیر به اهمیت وجود فرصتهای سرمایهگذاری مناسب (به صورت شرکتهای تازه تاسیس دارای رشد سریع) اشاره دارد. در اسرائیل نبود سرمایهگذاران مخاطرهپذیر به عنوان یک کاستی در سیستم ملی نوآوری بود و کشور تایوان نیز توانست با توسعه قابلیتهای تکمیل کننده نیازهای دره سیلیکون جایگاهی در خوشه های هایتک برای خود پیدا کند. به نظر میرسد نبود جریان فرصتهای سرمایهگذاری دارای بازده بالا مانع اصلی توسعه صنعت VC خصوصاً در مراحل اولیه باشد.

برای تشویق سرمایهگذاری مخاطرهپذیر، میتوان سبدی از سیاستها (شامل اقداماتی مانند ارائه مشوق مالیاتی، تشویق کارآفرینی تکنولوژیکی و برنامه های مشترک دولتی خصوصی مانند SBIC (متصور شد. دولت باید محتوای سبد سیاستی خود را با توجه به شرایط تنظیم کند. مثلاً در شرایطی که شرکتهای تازه تاسیس دارای پتانسیل رشد بالا در اقتصاد بسیار کم باشند، ممکن است سیاستهای تشویق کارآفرینی تکنولوژیکی در سبد سیاستی از اهمیت بالاتری برخوردار باشند.

به نظر میرسد دولت در صورت داشتن توانمندی و تعهد سیاسی بتواند در تمامی مراحل قبل از پیدایش صنعت VC ،مرحله پیدایش و تثبیت آن نقشی کلیدی و یا تسهیل کننده داشته باشد. این امر مستلزم اتخاد سیاستهای صحیح و البته وجود شرایط زمینهای مساعد میباشد.

باید دقت نمود که تنها جنبه تامین مالی سرمایهگذاران مخاطرهپذیر مهم نیست بلکه کمک مدیریتی که سرمایهگذاران مخاطرهپذیر با تجربه میتوانند ارائه کنند میتواند نقشی به سزا در موفقیت شرکتهای تازه تاسیس داشته باشد. نبود افراد دارای تجربه سرمایهگذاری VC و تجربه در صنایع هایتک میتواند یکی از مشکلات اصلی پیدایش صنعت VC باشد. یک راه حل در این راستا میتواند استفاده از تجربیات سرمایهگذاران VC خارجی و تشویق یادگیری از آنها باشد.

سیاستگذاران باید به سرمایهگذاری مخاطره پذیر به عنوان یک صنعت که دارای پیشرانهای عرضه و تقاضای خاص خود میباشد، نظاره کنند. توجه به عوامل موثر بر عرضه و تقاضای سرمایهگذاری VC و تعیین کاستیهای احتمالی موجود در طرف عرضه یا تقاضا میتواند خود راهنمایی برای تنظیم سیاستها باشد.

 

 

 

 

سیستم تعمیر و نگهداری سامانه تعمیر و نگهداری سیستم نگهداری و تعمیرات سامانه نگهداری و تعمیرات تعمیر و نگهداری نگهداری و تعمیرات سیستم تعمیرات تجهیزات سامانه تعمیرات تجهیزات سیستم نگهداری تجهیزات سامانه نگهداری تجهیزات سیستم مدیریت تجهیزات سامانه مدیریت تجهیزات سیستم مدیریت درخواست ها مدیریت درخواست های خرابی مدیریت درخواست ها کارتابل درخواست ها مدیریت درخواست های PM مدیریت درخواست های پی ام مدیریت درخواست های EM مدیریت درخواست های EM دوره PM دوره مراقبت و نگهداری دوره تعمیر و نگهداری کنترل پروژه تعمیر و نگهداری چک لیست چک لیست های نظارتی چک لیست های نظارتی تعمیر و نگهداری لیست های نظارتی تعمیر و نگهداری کارتابل مدیر تعمیر و نگهداری کارتابل مدیر نگهداری و تعمیرات کارتابل کارشناس تعمیر و نگهداری کارتابل کارشناس نگهداری و تعمیرات کد اموال کد فنی تجهیزات سیستم net سیستم نت سامانه net سامانه نت گزارش های تعمیر و نگهداری گزارش های نگهداری و تعمیرات سامانه نگهداری و تعمیرات تعمیر نگهداری سیستم pm
All Rights Reserved 2022 © PM.BSFE.ir
Designed & Developed by BSFE.ir