سیستم نگهداری و تعمیرات بهبود

02188272631   09381006098  
تعداد بازدید : 249
5/21/2023
hc8meifmdc|2011A6132836|PM_Website|tblnews|Text_News|0xfdff129203000000a912000001000100

ششمین همایش مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن (5-4 تیر 1386)

فرصتها و چالشهای پیش رو در رویکرد جهانی شدن
برای تحقیق و توسعه

نویسندگان : محمد علی صارمی (1)   -  طاهره خدام (2)    -  مریم صارمی (3)

آدرس (1) :‌ دانشگاه امام حسین(ع) - معاونت پژوهش *

آدرس (2) :‌ مدیریت آموزش و پرورش منطقه یک شهر تهران

آدرس (3) :‌ مدیریت آموزش و پرورش منطقه یک شهرری شهرستانهای تهران

کلمات کلیدی :

نظام تحقیق و توسعه ، رویکرد جهانی شدن، فرصتها و چالشها

مقدمه:

جهانی شدن و به دنبال آن، جهانی کردن یا جهانی سازی که ارتباط مستقیمی با آینده بشریت دارد جدی‏ترین و مهمترین رویکرد جوامع مختلف، و از جمله چالش‏های جریان‏های فکری و ایدئولوژیک، در دو دهه اخیر بوده است. جهانی شدن در تمام ابعاد خود یک روند تاریخی است که نتیجه? نوآوری بشر و پیشرفت تکنولوژی است که به افزایش و  ادغام حوزه های مختلف تحقیق و توسعه در سراسر جهان  منجر گردیده است.

در سالهای اخیر عنوان " جهانی شدن " بیش از قبل مطرح شده و عده ای آن را به عنوان یک روند سودمند و کلیدی برای توسعه جهان آینده که اجتناب ناپذیر و غیر قابل تغییر است تلقی می کنند. برخی دیگر از جهانی شدن با خصومت و حتی ترس یاد می کنند و معتقدند جهانی شدن نابرابری را در میان ملتها افزایش می دهد، اشتغال و استانداردهای زندگی را تهدید و پیشرفت اجتماعی را نقش بر آب می کند. جهانی شدن، گاهی به حرکت مردم (نیروی کار) و دانش (تکنولوژی) به فراسوی مرزهای بین المللی دلالت می کند.

عده ایی روند جهانی سازی را در تمامی ابعاد برابر با غربی‏کردن در راستای منافع سلطه و سرمایه داری جوامعی از جهان و بی‏توجه به منافع و مصالح و ارزشهای جوامع دیگر جهان می دانند. جهانی شدن یک روند (پروسه) عادی و جهانی سازی یک طرح (پروژه) و جهانی بودن یک واقعیت است و غالبا بدون توجه به صورت مترادف و با برداشتهای ناصحیح مطرح می‏شود. امروزه بسیاری از کشورها تمامی امکانات سخت‏افزاری و نرم‏افزاری خود را برای مواجهه صحیح با رویکرد جهانی شدن به کار می‏گیرند تا دریافت کننده بیشترین امتیازات و کمترین لطمات این موضوع باشند. جهانی شدن بعنوان یک فرایند گریز ناپذیر در قرن بیست و یکم در تمامی ابعاد خود، یقینا" نظام تحقیق و توسعه را نیز در جهان دستخوش تغییر و تحول می نماید،  از این رو شناسایی ویژگیها و آثار این فرایند بر نظام تحقیق و توسعه ( و به عبارتی جهانی شدن تحقیق و توسعه ) یکی از وظایف اصلی اندیشمندان، کارشناسان و تصمیم گیرندگان هرکشور است.

با توجه به اینکه جهانی شدن، فرصتها و چالشهایی را برای نظام تحقیق و توسعه پدید می آورد لازم است با بهره گیری از این فرصتها و با شناخت بهتر چالشها و تامل و دقت نظر در برنامه ریزی های ذیربط بتوان به پیشرفت و اعتلای نظام تحقیق و توسعه کشورمان در راستای رویکرد جهانی شدن کمک نمود.

 

مفهوم شناسی جهانی شدن:

روند تحولات جهانی در قرن بیستم در دهه 1970 میلادی وارد مرحله جدیدی شد و در اواسط دهه 1980 تقریباً در تمامی زمینه ها نشان خود را بر جای گذاشت. در دهه 1980 برای اشاره به این دگرگونی ها مفاهیمی چون جامعه صنعتی و فرامدرن (پست مدرن) به کار می رفت، اما در دهه 1990 میلادی مفهوم جهانی شدن رایج گردید و به مفهوم مسلط در دوران معاصر تبدیل شد. به گونه ای که امروزه همه چیز با رجوع به این مفهوم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. در ظاهر امر، جهانی شدن یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می شود. اما در واقع، جهانی شدن به معنای آزادی مطلق کسب و کار، برداشته شدن تمامی موانع برای جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه ها و حرکت روان اطلاعات، امور مالی، خدمات و بالاخره تداخل فرهنگ ها آنهم به سوی یکسان شدگی و یکدستی است که تمامی این امور در مقیاسی جهانی رخ می دهد (ایران زاده، 1380، ص16).

در علم معانی بیان جهانی شدن فرایند کوتاه کردن فاصله ها، تغییر در تجارب زمانی و ارائه امور با ماهیت جهانی است.  (Rizvi| 2000| p59) 

به عبارت دیگر هر گونه رویداد فنی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی که گستردگی منافع و رویه ها را ورای قلمروهای جا افتاده تقویت نماید هم منشاء و هم مبین فرایندهای جهانی شدن است. (صادقی، 1378، ص43) که با این ملاحظات می توان جهانی شدن را از واژه هایی چون یکپارچگی جهانی، عمومیت، غربی سازی و محلی کردن متمایز دانست (اختری، 1378، ص124).

جهانی شدن، مرزها و هویت ها را کمرنگ تر میکند، به مردم، کالاها، اطلاعات، عادتها، هنجارها و نهادها توجه  می کند و به مرزها اجازه جا به جایی میدهد. از آنجا که نمی توان مرزهای نفوذناپذیری در مقابل اشاعه اندیشه ها و کالاها ایجاد کرد بنابر این جهانی شدن در بلند مدت به هر حال استیلا خواهد یافت، پویشهای مرزگشای جهانی شدن دقیقا" به این دلیل بارزتر میشود که طی دهه های گذشته گسترش فراوان امکانات، منافع و بازارها زمینه بالقوه رواج عالمگیر آنها را فراهم ساخته است. انقلاب کشاورزی و بعد از آن دگرگونیهای عصر صنعتی و فرا صنعتی در شمار منابع اصلی تقویت کننده فرایند جهانی شدن هستند.

شکی نیست که وجه اصلی جهانی شدن و آنچه مایه موافقت و مخالفتها است وجه اقتصادی آن است که بر روی تمام وجوه دیگر آن مانند تحقیق و توسعه تاثیرگذار است. جهانی شدن در واقع بخشی از فرایند تاریخی تکامل اجتماعی است و به زعم عده ای ناشی از ماهیت و ذات رشد سرمایه، تلاش برای بقاء و کسب بازارهای جدید و سود آور و نیاز به صدور سرمایه از بازارهای اشباع شده به بازارهای بکر و بلقوه می باشد که میتوان گفت مبنای اقتصادی جهانی شدن نئو لیبرالیسم اقتصادی است (قاسمی ،1380،ص53).

جهانی شدن جنبه های واضح سیاسی هم دارد که آن نیز بر روی محور تحقیق و توسعه موثر است. در بعد فرهنگی  و آموزشی که عمده ترین وجه تعارض و تقابل در فرایند جهانی شدن است مهاجرت و فرار مغزها افزایش می یابد که این عامل باعث تغییر شکل جمعیت شناختی کشورهای جهان می شود. البته جهانی شدن فرهنگ اصطلاح تأویل پذیری است که از آن تعبیراتی متفاوتی ارائه شده است. یعنی میان کسانی که به مساله جهانی شدن فرهنگ پرداخته اند اتفاق نظر وجود ندارد عده ای آن را پدیده ای محتوم دانسته و نظر داده اند که دیر یا زود باید در برابر آن سر تسلیم فرود آورد و پذیرای آن شد برخی دیگر گفته اند که جوامع در قبول یا رد آن آزادند و اختیار دارند که درباره آن تصمیم بگیرند.  آنهایی که جهانی شدن را امری جبری دانسته اند اظهار داشته اند که جهانی شدن به اقتضای تحولات اقتصادی، سیاسی، علمی و گسترش ارتباطات در عصر حاضر رخ نموده است و کشورها لاجرم باید خود را با آن هماهنگ سازند، بر اساس چنین برداشتی باید پذیرفت که فرهنگی خاص، سلطه خود را بر اخلاق، هنر، اقتصاد، سیاست و نیز رفتارهای فردی و جمعی انسانها اعمال خواهد کرد و جهان سرانجام صاحب فرهنگی یکسان خواهد شد. اما کسانی که از جهانی شدن تفسیری سلطه جویانه ندارد بر این باورند که جهانی شدن به معنی سیطره یک فرهنگ خاص بر جهان نیست بلکه چون انسانها همگی عضو جامعه جهانی هستند، باید به مسائلی که جامعه جهانی با آن دست به گریبان است بیاندیشند و برای رفع تنگناها و دشورایهایی که بشریت با آن روبروست همکاری کنند اینان ضمن قبول کثرت گرایی فرهنگی به عنوان یک واقعیت، گفتگوی میان تمدنها، تفاهم فرهنگی، دستیابی به ارزشهای مشترک، احترام متقابل، مشارکت بین المللی و نیز شکیبایی را تجویز می کنند. در همین زمینه عده ای گفته اند که شکل گیری فرهنگ جهانی به افول اضمحلال فرهنگهای ملی و منطقه ای نمی انجامد. زیرا فرهنگهای بومی دارای نظام ارزشی قدرتمندی هستند و فرهنگ جهانی نمی تواند این فرهنگها را در خود هضم کند اگر فرهنگی درحال افول است علت آن به ضعف درونی آن فرهنگ مربوط می شود تا به ظهور یک فرهنگ جهانی (محسن پور، 1379).

به هر ترتیب جهانی شدن در بعد فرهنگی دارای تاثیرات بسیار مهمی است که هر جامعه و فرهنگی جهت حفظ و ارتقای خود در میان سایر فرهنگها باید آنها را شناخته تا بتواند از جهانی شدن به عنوان یک فرصت بهره گیرد.

از جمله این اثرات می توان به رشد تفاهمات بین المللی، افزایش ارتباطات و اطلاعات در سطح جهانی، کمرنگ شدن اثرات فرهنگ بومی و افزایش تاثیر فرهنگهای غیر بومی اشاره کرد.

بطور کلی با توجه به ابعاد مختلف جهانی شدن و تغییرات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ناشی از آن کشورهای مختلف جهان برای سازگاری با تغییرات حاصل از روند جهانی شدن باید دست به ابتکار عمل بزنند، آنها با پیش بینی ها و تخمین های خود، برخورد با آسیبهای احتمالی پیش رو را هر چه بیشتر کاهش داده و ورود به کوران جهانی شدن را تا حد امکان نرم و روان می سازند، این سازگاریها در سه سطح فرا ملی، ملی و فردی باید لحاظ شود. درسطح فرا ملی باید به توسعه یک نوع کنترل جهانی به منظور حل مسائل و مشکلات جهانی رو کرد، در سطح ملی دولتهای محلی جایگاه و برنامه ویژه ای را باید داشته باشند و نهایتا" درسطح فردی می بایست توجه داشت که مشکلات موجود دارای همبستگی بالایی با تحقیق و توسعه هستند. به بیان دیگر آسیبهای فردی جهانی شدن ناشی از نداشتن منابع آموزشی و پژوهشی کافی و نیز نداشتن آگاهی و دانش لازم برای راه حلهای بالا بردن امنیت فردی است (سلیمی،1379، ص14). البته تغییر و اصلاح نظام تحقیق و توسعه منطبق با منطق جهانی شدن نیازمند اقداماتی است که خود دال بر تاثیر پذیری تحقیق و توسعه از جهانی شدن است، از جمله :

اصلاح هدفهای کلی و هدفهای عینی در تحقیق و توسعه، بسط محتوای پژوهش محوری در کلیه امور و تصمیمات، آموزش و تقویت کار کردن بصورت دسته جمعی و تیمی  (Hendrix| 1998| p28). حرکت به سوی یادگیری کاربردی برای همه، حرکت به سوی آموزش از راه دور و حرکت به سوی نهادینه کردن استفاده از شبکه های ارتباطی در پژوهش و تحقیق (Brunne| 2000| p145).

در عین حال می بایست توجه نمود که کشورهای قدرتمند سعی می نمایند روند جهانی سازی را با غربی‏کردن جابجا نمایند و در راستای منافع سلطه و سرمایه داری، بی‏توجه به منافع و مصالح و ارزشهای دیگران، جهانی سازی را اجراء نمایند و امکانات سخت‏افزاری و نرم‏افزاری را برای پیشبرد آن به کار گرفته اند.

استعمار سرمایه داری پس از سه قرن سلطه مستقیم و غیر مستقیم بر بخش بزرگی از جهان، پذیرفت که ادامه شیوه موجود، با مشکلات و چالش‏های زیادی روبرو می‏باشد. زیرا با گسترش آگاهی و حضور قشرهای متعدد مردم در صحنه‏های سیاسی و اجتماعی، امکان سلطه آشکار به سادگی وجود ندارد، به علاوه هزینه اداره سرزمین‏های تحت سلطه نیز، روز به روز رو به افزایش می‏باشد. از اینرو سلطه فکری و مشابه سازی فرهنگی و یکپارچه کردن بازار کالا، با عنوان "جهانی شدن، استراتژی دراز مدت نظام سرمایه داری" برای تداوم سلطه انتخاب گردید. گفتمان " جهانی شدن" و به دنبال آن، جهانی کردن یا جهانی سازی جدی‏ترین و مهمترین رویکرد جوامع مختلف، و از جمله چالش‏های جریان‏های فکری و ایدئولوژیک، در دو دهه اخیر بوده است و غرب با این عنوان جدید وارد یک مبارزه چند جانبه گردید.

غافل از اینکه با رویکرد جهانی شدن و در چنین شرایطی و با وجود امکانات گسترده هژمونی سلطه و ثروت و تکنولوژی، فرصت‏ها و زمینه‏های مناسبی در اختیار دیگر جوامع قرار می گیرد که در صورت بهره‏گیری می‏تواند نقش مؤثری در آینده بشریت داشته باشد.


جهانی شدن و نظام تحقیق و توسعه :

یقینا" جهانی شدن در ابعاد سه گانه خود، نظام تحقیق و توسعه را تحت تأثیر قرار می دهد. در بعد اقتصادی با گسترش دیدگاههای نئو لیبرالیسمی باعث خصوصی سازی مراکز تحیقاتی، قطع هزینه های عمومی درجهت تجهیز دانشگاهها و دیگر مراکز تحقیقاتی و باعث خود گردانی اقتصادی آنها و نهایتا" نظام تحقیق و توسعه می شود

پژوهش افرادی که بتوانند به دنبال سود فردی خود باشند محوریت می یابد و در همین راستا تحقیقات کاربردی اهمیت بیشتری پیدا می کند.  دربعد سیاسی با کمرنگ شدن نقش حکومتهای ملی ـ محلی و ایجاد حکومت جهانی واحد، تناسب بین اهداف و محتوا و روشهای پژوهشی با نیازهای جامعه محلی ـ ملی کاهش می یابد و تحقیقات شکل غیر بومی و جهانی یافته و باعث جهت گیری نظام تحقیق و توسعه به سمت جهانی می گردد. البته با توجه به رشد عملکرد های فرا ملی در نتیجه جهانی شدن، شناخت سایر فرهنگها و زبانها ضرورت می یابد.

بعد دیگر جهانی شدن یعنی بعد فرهنگی بعد از وجه اقتصادی جهانی شدن، شاید مهمترین و مؤثرترین بعد از نظر تأثیرگذاری بر نظام تحقیق و توسعه باشد. جهانی شدن باعث نفوذ دستآوردهای تحقیق و توسعه سایر جوامع در جامعه می شود. همچنین رشد پدیده فرار مغزها باعث ایجاد کلاسهای چند فرهنگی و اهمیت یافتن یادگیری برای با هم زیستن و استلزامات خاص آن که شامل یادگیری شناخت خویشتن، قائل شدن احترام برای دیگران و آموختن حس مسئولیت و همکاری با دیگران است، می گردد که همگی سبب تسریع در پیشرفت تحقیق و توسعه خواهند شد. حال ابتداء با بیان نکاتی پیرامون موضوع رویکرد جهانی شدن برای نظام تحقیق و توسعه به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از آن و تاکید و توجه بیشتر بر جنبه مختلف این موضوع (جهانی شدن) که یقینا" مهمتر از سایر رویکردها برای کشور است می پردازیم تا در برنامه ریزی ها نکات مربوط به این رویکرد مهم لحاظ گردد.

با ذکر این مطلب که بررسی و تجزیه و تحلیل، فرصتها و چالشهای ناشی از فرآیند جهانی شدن نظام تحقیق و توسعه می تواند شیوه های درست گسترش فرهنگ پژوهش محوری را در تمام ابعاد پیش روی ما قرار دهد.

 

فرصتهای ناشی از پدیده جهانی شدن برای نظام تحقیق و توسعه :

1) استفاده از جدیدترین اطلاعات در تحقیق و توسعه :

پژوهشگرانقرنبیستو یکمعضو جامعهسازمانیافتهایهستند کهنیازمند آموزش و پژوهش مهارتهای سازماندهی شده در راستایرشد درکفناوریو بهرهگیریاز آندر تنظیمخطمشیها و سیاستهایتحقیق و توسعهمیباشند. آیندگاننیازمندند کهبرنامهزندگانیخودشانرا با خطمشیهاینوگرایانهاز یکسو و رعایت اصولارتقایکیفیتیادگیری و پژوهش، کمکبهایجاد برابریآموزشیو پژوهشی و اعتلایاثر بخشی آن، از سوی دیگر هماهنگنمایند. رسانههای الکترونیکی جدید مانند اینترنت مرزها را شکسته است، اطلاعرسانی به شیوه? جدید سبب شکستن انحصار رسانههای داخلی شده و افراد را قادر میسازد منبع اطلاعاتی خویش را تعیین کنند و با افزایش سرعت اطلاع رسانی و استفاده بیشتر از تکنولوژی پیشرفته ارتباطات باعث ایجاد فرصتهای بیشتر و مناسبتر جهت رسیدن نظام تحقیق و توسعه به اهداف خود می باشد (کرمی پور ،1381، ص52).

2) اهمیت یافتن اصل اخلاقی همکاری و تفاهم به عنوان هدف اصلی در تحقیق و توسعه :

از آنجا که در روند جهانی شدن ارتباطات گسترش می یابد و افراد از سراسر دنیا با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و بیشتر در معرض شناخت و ارتباط با سایر افراد جهان قرار می گیرند لذا تفاهمات بین المللی ضرورت می یابد و یادگیری برای با هم زیستن به عنوان یک هدف مهم در تحقیق و توسعه در می آید. یادگیری برای با هم زیستن مستلزم یادگیری چگونگی ابراز خویشتن و برقراری ارتباط به شکلی موثر با دیگران است، و نیز به معنای آموختن حس مسئولیت و سهیم کردن دیگران و مستلزم یادگیری همکاری با دیگران است از این رو شناخت سایر فرهنگها و نحوه ارتباط با آنها ضرورت می یابد و می تواند به عنوان فرصتی در دست تحقیق و توسعه قرار می گیرد (یونسکو، 1378، ص100).

3) آموزش و پژوهش از راه دور :

آموزش و پژوهش الکترونیکی، تصویری از تکامل آموزش و پژوهش های مشارکتی و شخصی در مقایسه با آموزش و پژوهش سنتی است. همچنان که تجارت الکترونیکی شکل توسعه یافته تجارت در مقایسه با تجارت سنتی است. این نظام آموزشی و پژوهشی به دلیل داشتن امتیازات زیاد میتواند ضرورت اجتناب ناپذیر و یک راه حل منطقی برای نظام آموزشی و پژوهشی باشد. از جمله نکات مثبت این نوع آموزش و پژوهش می توان به رشد کیفیت نظام تحقیق و توسعه، کاهش هزینه ها و امکان پذیر شدن تحقیقات مشارکتی با استفاده از فضای مجازی اشاره کرد که همه این موارد باعث افزایش راندمانهای آموزشی و پژوهشی خواهد شد (سعادت،1382،ص89).

کشور ما نیز می تواند از این امکان به عنوان یک فرصت مناسب برای بهبود کیفیت تحقیق و توسعه بهره گیرد. شکستن مرزهای زمانی و مکانی (Coghburn| 2003| p123) از خصایص آموزش و پژوهش الکترونیکی است که خود فوایدی را نصیب نظام آموزشی و پژوهشی می نماید، از جمله گسترش فعالیتهای آموزشی و پژوهشی همزمان در کشور، انتقال سریع اطلاعات در تمامی مراکز تحقیقاتی به صورت Online .

4) شکافت حلقه های بسته دانش  :

شاید بتوان یکی از ثمرات مفید و فرصت ساز جهانی شدن برای تحقیق و توسعه را شکافتن مرزها و حلقه های بسته دانش و اصلاح زوایای معرفت شناختی آن دانست. یکی از محدودیتهایی که پژوهشگران در نظامهای تحقیقاتی دنیا با آن مواجه هستند، عرضه الگوریتمی و هندسی دانش و اطلاعات به آنهاست، آنگونه که سرشت نظام تحقیقاتی یک کشور اقتضا می کند. البته اگر چه این یک حقیقت مسلم و حق مفروض برای نظامهای پژوهشی هر کشوری است که در آن پژوهشگران مطابق آرمانها و اهداف آن کشور تحقیق نمایند، اما این به معنی هندسی کردن و محدود کردن نظام عرضه اطلاعات و تحقیق نیست. ورود به دنیای فراخ معرفتی از جمله نیازهای طالبان معرفت در عصر کنونی است که خود، پیشرفتهای عظیمی را در پی خواهد داشت و این همان فرصتی است که جهانی شدن در اختیار نظام تحقیق و توسعه می گذارد.

5) پژوهشهای مشارکتی، ابزاری برای توسعه :

اطلاعرسانی جدید در عصر حاضر با عظمت و گستردگی خود سبب آگاهیهای جدید شده و انسانهای فراملی و بینالمللی میآفریند و در این عرصه، پژوهشگران بیشماری با دیگر اندیشمندان ارتباط برقرار کرده و تبادل اطلاعات میکنند و در موضوعات خاص بصورت مشارکتی به تحقیق و پژوهش می پردازند که این خود ابزاری برای توسعه می باشد.

 
تهدیدهای ناشی از پدیده جهانی شدن برای نظام تحقیق و توسعه :

در بررسی تهدیدها می توان گفت در راستای جهانی شدن با توجه به گسترش نئولیبرالیسم، نظام تحقیق و توسعه از حالت ارزشی و معنوی خارج شده و نقش اخلاقیات در تدوین اهداف و محتوای پژوهشی کمرنگ می شود و همچنین باعث تضعیف تحقیقات بومی می گردد.

1) جهانی شدن و تضعیف تحقیقات بومی :

هویتملیکهمنتجاز مفهومهویتمیباشد آنویژگیاستکهملتها را قابل شناساییمیکند. هویتملی، ابزاری برایتفکیکیکملتاز ملتدیگر با تکیه بر آگاهیمشترکحولمفهومیا مفاهیمتعریفشدهجمعیاستو تا زمانیکه آگاهیمشترکیبرایتفکیکخود از دیگریبهوجود نیاید، هویتملی، امکانشکلگیریندارد. در ارتباط با مقوله جهانی شدن مسئله نگران کننده، رشد تک فرهنگی (monoculture) است، فرهنگی که از سوی رسانه های جهانی غرب و شبکه های روابط عمومی آنها تبلیغ می شود، فرهنگی که به مردم دیکته میکند که چه بپوشند، چه بخورند، چگونه زندگی و چگونه فکر کنند (Yang| 2002| p14) و این دیکته کردن چگونه زندگی کردن و چگونه فکر کردن برای نظام تحقیق و توسعه خطرناک است و باعث نزول آن می گردد.

2) تهدید روندهای مربوط به تحقیقات دینی :

در راستای جهانی شدن با توجه به گسترش نئولیبرالیسم، نظام تحقیق و توسعه از حالت ارزشی و معنوی خارج شده و نقش اخلاقیات در تدوین اهداف و محتوای پژوهشی کمرنگ می شود.

اینامر ناشیاز نقشزیربناییفرهنگنسبتبهدیگر ساختارهایاجتماعیاستو از سویدیگر بخشمهمیاز تحقیقاتمتشکلاز نظامارزشی، هنجارها و باورهایدینیجامعهاست (براندا،1379،ص177).

3) تاثیر بر زبان و آموزش و پژوهش آن :

یکی از مواردی که در بحث پیامدهای وسایل الکترونیکی باید آن را جدا از مباحث دیگر، به طور مجزا مد نظر قرار داد، زبان است. در رسانههای الکترونیکی جدید، غالباً زبان انگلیسی سلطه دارد و میخواهد خود را به همه? (فرهنگ) کشورها تحمیل کند. نفوذ و گسترش زبان انگلیسی از طریق تلویزیونهای ماهوارهای و اینترنت در جای خود میتواند مهمترین تهدید علیه زبانهای ملی و محلی قلمداد شود(Hinchcliff| 2000| p123) .

از آنجا که تمامی کانالهای ارتباطی دنیا و رسانه های جهانی تنها به چند زبان خاص تعلق دارد و ارتباط برقرار کردن افراد مختلف در گوشه و کنار دنیا ملزم به برقراری ارتباط با این زبانها است، لذا این مهم می تواند تهدیدهای عمده ای را برای زبانهای دیگر از جمله زبان فارسی ایجاد نماید به طوریکه به مرور کارایی خود را از دست داده و رو به زوال نهد که این موضوع در نظام تحقیق و توسعه وضوح بیشتری دارد. از این رو برنامه ریزان خصوصا" سازمانهای آموزشی و پژوهشی باید تلاش بیشتری را وقف این مهم نموده تا زبان فارسی نیز جایگاه خود را بیابد و کاربردهای بیشتری داشته باشد و برای پژوهشگر و محقق امکان دسترسی به منابع لازم به زبانهای بومی وجود داشته باشد.

4) پژوهشهای چند فرهنگی :

شیوه? جدید اطلاعرسانی به نوبه? خود سبب آگاهیهای جدید شده و انسانهای نو میآفریند. اطلاعاتی که در عصر دوم رسانه‌‌ها تولید و عرضه میشود، غالباً مخاطبان فراملی و بینالمللی دارد. انسانهای بیشماری با دیگران و غریبهها ارتباط برقرار کرده و تبادل اطلاعات میکنند. به همین جهت این شیوه اطلاعرسانی فرهنگ خاصی (جهانی و غربی) را ترویج میکند و مخاطبان (مصرفکنندگان) اندک اندک بیش از آن که خود را متعلق به قوم، فرهنگ و کشور خاصی بدانند، خود را انسانی با تابعیت جهانی و بینالمللی خواهند نامید. در همین راستا مهاجرت به کشورهای مختلف زیاد شده و این پدیده هر چند باعث شناخت بیشتر سایر فرهنگها و آشنایی بیشتر آنها می شود ولی چالشی را به عنوان پژوهشهای چند فرهنگی ایجاد می نماید که خود این مطلب می تواند سبب مشکلاتی چند برای نظام تحقیق و توسعه مانند فرار مغزها و غیره شود.

حال برای اینکه بهتر بتوانیم از فرصتهای پیش رو در رویکرد جهانی شدن برای نظام تحقیق و توسعه استفاده نماییم به ذکر دو موضوع مهم که شاید کمتر مورد توجه کارشناسان و تصمیم گیرندگان قرار گیرد، می پردازیم که عبارتند از :

1)   برنامه ریزی، لزومی برای بهتر همگام شدن با رویکرد جهانی شدن تحقیق و توسعه

2)   نوسازی و بروزسازی تجهیزات و امکانات تحقیق، لزومی برای بهتر همگام شدن با رویکرد جهانی شدن تحقیق و توسعه

 

برنامه ریزی، لزومی برای بهتر همگام شدن با رویکرد جهانی شدن تحقیق و توسعه :

برای همگان شکی نیست که برای امکان حضور در عرصه های مختلف با توجه به رویکرد جهانی شدن، می بایست برنامه ریزی جامع و کاملی صورت پذیرد که زیربنای این برنامه ریزیها نیز یقینا" پژوهش قرار خواهد داشت و برای آن، ابتدا باید دارائیها و استعدادهای بالقوه و بالفعل کشور برای تولید علم به دقت مورد مطالعه قرار گیرد چرا که هرگونه برنامه ریزی بدون توجه به این امر، اجرای برنامه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت.

تولید علم و نظریه پردازی یکی از مهمترین گزینه ها برای خروج کشور از انفعال و به دستگیری ابتکار عمل در تمام عرصه ها و رویکردها خصوصا" جهانی شدن میباشد که لازمه آن حرکت به سوی عملیاتی کردن این آرمان بزرگ است که در این فرصت، راهکارهای عملیاتی تولید علم و تحقیق اشاره می شود.

 

1) شناخت ظرفیتها  :

ابتدا باید دارائیها و استعدادهای بالقوه و بالفعل کشور برای تولید علم به دقت مورد مطالعه قرار گیرد چرا که هرگونه برنامه ریزی بدون توجه به این امر، اجرای برنامه را با ناکامی مواجه خواهد ساخت. علاوه بر این، شناخت ظرفیتها مسیر ارتقاء و توسعه آن در عرصه های مهم را روشن مینماید.


 

2) آگاهی از نیازها  :

اینکه کشور ما برای دستیابی به نقطه مطلوب نیازمند چه دستاوردهایی است، موضوع مهمی است که عملا" جریان تولید علم را با واقع  بینی روبرو خواهد کرد. درحال حاضر برخی از نیازهای علمی و تکنولوژیکی کشور، ما را در عرصه بین الملل با انفعال و ضعف مواجه ساخته است که لازم است پاسخگویی به آنها در اولویت قرار گیرد.

 3) شناسایی رقیب و رصد تولیدات جهانی  :

رقبای علمی ما چه کسانی هستند یا میتوانند باشند؟ این پرسشی است که البته درباره رشته های مختلف علمی پاسخهای متفاوت دارد. شناسایی وضعیت، عملکرد و برنامه های آینده رقیب نیز موضوع حائز اهمیتی است که پس از پاسخ به پرسش نخست دنبال خواهد شد. همچنین رصد تولیدات علمی جهان از طرق مقتضی موجب میشود تا از هر نوع دوباره کاری و حرکتهای بی ثمر جلوگیری شده و سطح آموزش و پژوهش را توسعه دهد.

4) اولویت گذاری  :

در چه عرصه هایی باید تولید علمی صورت گیرد؟ آیا لازم است پتانسیل کشور را برای تولید علمی در تمامی رشته ها مصرف کنیم؟ طبعا پاسخ به این پرسش نیازمند هوشیاری مضاعف است. با شناخت ظرفیتها، نیازها و وضعیت رقیب، روشن خواهد شد که لازم است ظرفیت و سرمایه کشور را در چند عرصه مهم و ضروری متمرکز نموده و با ایجاد یک برنامه زمان بندی شده خود را به بالاترین سطح ممکن ارتقاء دهیم.

 5) تقسیم کار  :

پس از اولویت گذاری باید میان دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور تقسیم کار شود. تداخل، موازی کاری و ناهماهنگی برای جریان تولید علم آفت بزرگی به شمار میرود. البته باید به نحوی تقسیم کار شود که هر دستگاه و مرکز ماموریت کاملا مشخصی را برعهده داشته باشد و تدریجاً با آن ماموریت شناخته شود.

 6) اتصال کشور به پژوهش  :

شاید اگر ذکر شده بود، لازم است بودجه و امکانات پژوهش در کشور افزایش یابد آنقدر به پژوهش کمک نکرده بودیم که با این توصیه کمک میکنیم. در صورتی که پژوهش به صورت طبیعی به تمامی عرصه های تولید و مدیریت متصل شود، خود به خود امکانات آن نیز ارتقاء خواهد یافت. باید به نحوی حرکت کرد که کشور خود را واقعا " محتاج پژوهش بداند و بهاء آن را بپردازد.

7) هماهنگی آموزش با پژوهش  :

باید تمامی دانشگاههای ما متناسب با اولویتهای تولید علم نسبت به جذب استعدادها و پرورش آنها مبادرت نمایند. بدیهی است برای تحقق این مهم، غنی و به روزسازی محتوا و روشهای آموزشی از اهمیت   فوق العاده ای برخوردار است.

8) اتصال به مخازن بزرگ اطلاعاتی  :

برای رونق یافتن تولید علم، باید به سهل ترین راه ممکن، منابع و ابزارهای پژوهش در اختیار محققان قرار گیرد. درحال حاضر منابع و ابزارهای موجود پاسخگوی نیازهای محققان نیست و کیفیت تحقیقات را با ضعف جدی روبرو ساخته است. باید توجه داشت کتابخانه تخصصی و پایگاههای اطلاع رسانی و آزمایشگاهها قلب یک مرکز پژوهشی به شمار میروند.

 

9) رهبری پژوهش  :

همیشه پژوهش نیازمند یک رهبر مقتدر و فهیم است تا در قالب یک برنامه جامع ملی،